شما هم دعوتید
اولین بار که دیدمت ; هرگز فکرش را نمیکردم “تـو” همان کسی هستی که قرار است بعدها ، بارها برایش بمیرم …
۳ مرداد ۱۴۰۵

اولین بار که دیدمت ; هرگز فکرش را نمیکردم “تـو” همان کسی هستی که قرار است بعدها ، بارها برایش بمیرم …
۳ مرداد ۱۴۰۵
آدمها همدیگر را پیدا میکنند، از فاصلههای خیلی دور، از تهِ نسبتهای نداشته.
انگار جایی خارج از این دنیای مادی و در عالم معنا نوشته شده تا آنها بهم برسند و سوار بر قایق عشق در رودخانه زندگی کنار هم پارو بزنند.
میشوند همدم، میشوند دوست، میشوند رفیق، اصلأ میشوند نَفَس هم و جانشان به یکدیگر بند میشود.
این اتفاق شیرین نیز برای ما رخ داد تا فصل جدیدی از کتاب زندگیمان را با داستانی عاشقانه بنویسیم.
ما نه لیلی و مجنونیم
و نه شیرین و فرهاد
داستان ما روایتی جدید و جداست
با سناریویی که کارگردانش خداست.
فرزند اول بهرام اتابک و کتایون فردوسی
کارشناس ارشد سینما
فرزند اول بهرام رستمی و رودابه بهشتی
کارشناس ارشد نانو شیمی
ساعت 18
سالن عقد تالار لوتوس
ساعت 20
سالن اصلی تالار لوتوس